ت ن ھ ا ﯾ ی ۵

    گفتم: «امروز»...
    سرش پایین بود. گویی چیزی نشنیده، همچنان به کارش مشغول بود.
    جمله‌ام رو کامل کردم و دوباره گفتم: «امروز... خیلی گرفته ای!»

    نگاه اشک آلودش را با خنده ای که همیشه روی لبش بود به من کرد و گفت:
    «بی خیال!... این حرفا دیگه کهنه شده!»
    Blogger

    Check Google Page Rank