ساعتها

مدتها بود که میخواستم درباره ساعتهای زیبایی که توی اینترنت وجود داره بنویسم. ساعتها، شاید جزء معدود چیزهایی هستن که از زمان به وجود آمدنشون (البته منظورم ساعت شنی نیست!) تغییر زیادی نکردند. هدف اصلی در ساعت سنجش زمان و بعدها استفاده از ساعتهای کوکی برای اعلام یک زمان مشخص بود. اما غیر از این هدف اصلی، ساعتها، همیشه دستمایه ی کار طراحان مختلف قرار می گرفتند و همواره ایده های جالبی در طراحیهای مختلف دیده میشد که ساعتها را از حالت یکنواختی در می آورد.

این امر حتی امروز و در همین دنیای مجازی هم دیده می شود. مثلاً با وجود ساعت کوچکی که در گوشه ی پایین همه ی سیستمهای عامل ما وجود داره، در بعضی از سایتها و وبلاگها، از ساعتهای کوچک آنالوگ و یا دیجیتال - که بعضاً در کنار زمان، تاریخ را هم نشان می دهند - استفاده می شود!

معمولترین و ساده ترین ساعتهایی که در صفحات وب دیده می شوند، ساعتهای فلش هستند، اما فعلاً از آنها حرفی نمی زنم!

ساعت کوکی آنلاین

ساعتهای مختلفی در سایتهای مختلف دیده بودم اما این یک ساعت کوکی آنلاین است!!! با وارد شدن به این ساعت ساعت گنده ای رو در وسط صفحه می بینید! این ساعت رو میتونید کوک کنید تا در ساعت معینی زنگ بزند! (صدای زنگش یه مقدار گوش خراشه. اگر ناراحتی قلبی دارید، امتحانش هم نکنید!!!)
اما برای مواقعی که در اینترنت هستید و گذشت زمان را اصلاً و ابداً احساس نمی کنید، استفاده از این ساعت کوکی فکر می کنم خوب باشه!

ساعت نقاط مختلف جهان

از نقشه ای که در این صفحه وجود داره میتوان استفاده کرد و با بردن موس روی شهرهای مختلف می توان موقعیت و ساعت آن شهرها و کشورها را دید.

ساعت انسانی

اسم بهتری برایش پیدا نکردم! از این ساعت خیلی خوشم امد. ساعت دیجیتالی که رقم هایش را انسانها تشکیل می دهند. توضیح بهتری ندارم، اما حتماً ببینید!

خوب! فکر میکنم برای این پست کافی باشه. بعداً باز هم درباره ی ساعتهای آنلاین خواهم نوشت!

نقش خیال

خدا را ای نصیحت گو حدیث ساغر و می گو
که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی گیرد

پ.ن: لطفاً اگر از خوندن حرفهای از این نوع، ناراحت میشید، افسردگی مفرط می گیرید، ضربان قلبتون کم و زیاد میشه و ... اینجا نیایید! ممنونم!

اچ.تی.ام.ال، سی.اس.اس و طراحی وب

از این پست به بعد، هر از چند گاهی (گفتم گاهي!) نکات و درسهایی درباره CSS می نویسم؛ فكر مي كنم كم بهش پرداخته شده. از ابتدا و پایه شروع مي کنيم و پله پله پیش ميريم تا به نکات پیشرفته ی CSS برسیم.

بد نیست که در ابتدا با مقدمه ای درباره CSS و دلیل به وجودآمدن و فواید استفاده از آن شروع کنیم و اینکه اصلاً CSS چيه؟!!

اصلاً CSS چیست؟

CSS مخفف عبارت Cascading Style Sheets (شیوه نامه آبشاری؛ دلیل آبشاری بودنش به نوع متداول نوشتن کدها برمی گردد که در درسهای بعدی خواهیم دید!) است و وظیفه ی آن، چگونگی نمایش کدها و تگهای HTML هستند. استایلها در حالت عادی در برگه های استایل (Style Sheets) نوشته می شوند. این برگه ها معمولاً(و نه همیشه!) در فایلهای جداگانه ای با فرمت css. ذخیره می شوند. برگه های استایل (که به آنها «شیوه نامه» هم گفته می شود) از HTML 4.0 به این زبان اضافه شدند. مفیدترین خاصیت استفاده از استایلها صرفه جویی در وقت است! برای مثال شما یک وب سایت را در نظر بگیرید که از 100 صفحه ی مختلف تشکیل شده است. شما می توانید رنگ لینکها و نوشته ها و پس زمینه و فونت و اندازه ی آنها و ... را در هر کدام از این صفحات و به طور جداگانه تصحیح کنید، اما اگر بدانید که تنها با تعریف یک فایل CSS و لینک کردن صفحات به این فایل می توانید تنها با ویرایش این استایل، تاثیر آن را در تمام 100 صفحه ببینید، از کدام روش استفاده می کنید؟!
علاوه بر خصوصیت بالا، همچنین می توان برای چند جزء (مثلا فونت و رنگ ستون اصلی و ستون کناری) از یک کد استفاده کرد.

استفاده از CSS برای حل یک مشکل بزرگ!!!

HTML مخفف عبارت Hyper Text Mark-up Language است که اصولاً تگهای (Tags یا همان دستورات زبان HTML) مختلف این زبان برای تعریف محتویات یک صفحه به وجود آمدند. ساختار کلی یک سند HTML به صورت زیر است:


به تگهای head، body و html دقت کنید!
درون تگ head، معمولاً متاتگها که برای توضیح خصوصیات کلی صفحه از قبیل زبان و انکود صفحه و البته توضیحات و اطلاعاتی که برای موتورهای جستجو مفید است و همچنین عنوان صفحه قرار می گیرند. یکی از محلهایی که میتوان استایلها را در آن جای داد همین جاست!
آنچه شما از یک صفحه وب می بینید، آن محتویاتی است که درون تگ body قرار گرفته است! (توجه: مواظب باشید در شکل بالا تگ body را با خصوصیاتی که برای این تگ در css تعریف شده است، اشتباه نگیرید!)

برای مثال برای اینکه به برازر (Browser مثل اینترنت اکسپلورر یا اپرا و ...) بفهمانند که این جمله، یک تیتر است یا یک پاراگراف است و یا درون یک جدول است، دستورات (اول کلمه ی header؛ 1 نشان دهنده ی بزرگترین عنوان است) یا (اول کلمه پاراگراف) یا (به معنی جدول) و ... به وجود آمدند (همانطور که متوجه شدید اغلب(و نه همه!) تگهای HTML درون علامتهای<> قرار می گیرند و با بسته می شوند).

اینترنت اکسپلورر و نت اسکیپ (Netscape) - به عنوان دو پرچمدار برازرها - تگهای HTML مختلف زیادی را به این زبان اضافه کردند (مانند تگ ) که به تدریج باعث مشکل شدن تشخیص ساختار صفحات وب از محتوای آنها می شد. این واقعاً تبدیل به یک مشکل بزرگ شده بود!
برای حل این مشکل، W3C یا کنسرسیوم وب گستر جهانی (نترسید!!! منظورم همان World Wide Web یا www خودمان است!) که کار بررسی و تصویب استانداردهای HTML و زبانهای تحت وب را بر عهده دارد، استایلها را به HTML 4.0 اضافه کردند. در حالی که در HTML 4.0 می توانستیم به نحوه ی نمایش اغلب اجزاء HTML بپردازیم، در HTML 3.2 تنها فونت ها و رنگها قابل ویرایش بودند.
نسخه های Netscape 4.0 و Internet Explorer 4.0 هم دیگر از این شیوه نامه های آبشاری پشتیبانی می کردند.


استفاده از CSS مساوی است با صرفه جویی در وقت

همانطور که پیش از این گفتم، استایلها را میتوانیم در فایلی جداگانه قرار دهیم و با اتصال تمام صفحات یک سایت به همان یک استایل، خصوصیات اجزای مختلف صفحات را کنترل کنیم. این برای طراحان و گسترش دهندگان وب، فوق العاده بود، چرا که تنها با ویرایش یک فایل می توانستند خصوصیات و ساختار همه ی صفحات یک سایت را کنترل کنند. این موضوع، وقتی اهمیت بیشتری می یابد که شما صاحب یک وب سایت بزرگ باشید!

خوب! فکر می کنم تا اینجا تا حدودی با HTML و CSS و اهمیت CSS آشنا شدید. با یک سوال بحث را ادامه می دهیم.

هنگامی که چند استایل برای یک عنصر معین شود، از کدام استایل استفاده خواهد شد؟

خوب! به طور کلی استایلها به طور اولویت بندی شده در زیر می توانند مورد استفاده قرار گیرند (به ترتیب افزایش اولویت):

1. پیش فرض و تعیین شده توسط برازر (مثلا اگر هیچ رنگی برای یک لینک تعیین نکنید، اغلب برازرها لینک را با رنگ قرمز نشان می دهند)؛
2. استایل های بیرونی که به صفحه مرتبط هستند؛
3. استایلهای درونی (درون تگ استفاده می شوند؛ اغلب به دلیل دسترسی آسانتر به کد استایل، این روش در قالبهای وبلاگ ها استفاده می شود)؛
4. استایلهای داخل تگ یا درون خطی.

بنابراین استایلی که داخل تگهای html و به صورت مستقیم تعریف می شود بر بقیه ی انواع ارجحیت دارد.

تا اینجا، یک دید نسبتاً کلی نسبت به CSS پیدا کردیم. در پستهای بعدی، به یادگیری دستورات CSS می پردازیم و شروع به نوشتن استایل می کنیم.

Random Number

... تا يادم باشد!

نميدونم باز كي از دستم ناراحت شده و كدوم دل رو شكستم ...
امروز دو جاي انگشتام سوخت
الان هم با همون تاولا دارم تايپ ميكنم!
...

منو ببخش!

نوشتن؛ کی؟ کجا؟!

موقعی که وبلاگ «آینه ها» راه افتاد، قرار رو بر این گذاشته بودم که محدودیتی برای موضوع، نگذارم و در هر موضوعی که به نظرم رسید و ممکن بود که برای مخاطب احتمالی هم جالب باشه، بنویسم؛ عملاً امکان عمل به چنین چیزی بنا بر روحیات خودم و همین طور فضاهای نسبتا متفاوتی که بعدها برام به وجود اومد، از عهده ی من خارج بود. (همین طور که دیدید، بیشتر از دو سه سال نشد! البته اگر وبلاگ ننوشته باشید، خودتون دلیلش رو بعد از چند مدت وبلاگ نویسی خواهید فهمید!).

از موقعی که شروع به نوشتن توی وب کردم، الگوی بزرگم در وبلاگ نویسی یکی از اولین وبلاگ نویسان ایران بود که با اینکه مدتهاست نمینویسن، لینکشون در همین سایدبار هست! (این راهنمایی رو هم میکنم که قبلا با ام.تی کار میکردن اما الان وبلاگشون در سیستم وردپرس آماده ست، ولی گویا خودشون هنوز آمادگی برای شروع دوباره و نوشتن رو پیدا نکردند. از صمیم قلب امیدوارم که دوباره ایشون، شروع کنند به نوشتن!... خیلی خوشحالم میکنی اگر بیای رفیق!).

از وقتی که قالب پنجم آینه ها رو گذاشتم (بگیریم ورژن +5!!! با توجه به اینکه این قالب 7 هست!) سعی کردم تا حدودی لحنم رو عوض کنم و دست خودم رو تو نوشتن بازتر بگذارم و بیشتر برای خودم و از اون چیزهایی که دوست دارم، بنویسم. اما اگر متوجه حلقوی شدن آینه ها شده باشید (!!!)، میخوام نوشته هایی که بیشتر در زمینه اینترنت و کامپیوتر و جاوااسکریپت و فلش و قالب وبلاگ و لینک و پینگ و خلاصه از این موضوعات تینیجرپسند! هست رو در اینجا بگذارم و خود ِ خودم رو ببرم به یه جاهای دیگه! ... و همه ی اینها یعنی پدیده ی شوم چندوبلاگی شدن!!! (قربون این بلاگ اسپات هم برم که هر چند تا وبلاگ هم داشته باشی باز هم اون دکمه ی «Create a new blog» رو از بالای داشبورد بر نمیداره!).

خوب! پس چی شد؟! آینه ها اینجا میمونه و عاشقانه ها (عاشقانه های استاد فرهنگ شریف رو شنیدید؟!) و عارفانه ها (عارفانه های جبران خلیل جبران رو خوندید؟!) و نامه ها (به «نامه ها» و «نشانی ها» ی سید علی صالحی دل دادید؟!) و درد دلها (اینا دیگه از خودم باشه! نظرتون چیه؟!) و ... رو می بریم یه جای دیگه! شاید اونجا فرصتی شد که به دلبستگیهای اصلیم (مخصوصاً شعر و موسیقی) بیشتر بپردازم.

وبلاگ جدیدمون که یه مقدار سر و سامون گرفت، لینکش رو میگذارم!

پ.ن: راستی اون بالا رو میبینین (آره! همون فلش کذایی که حاکی از حلقه وبلاگی و از این لوس بازیاست رو میگم!) ... چه فضا دلباز شده اونجا، کلی کار میشه کرد اون بالاها فکر میکنم! جولانگاه دائمی منه - برای جفتک وارو زدن!!! - همون یه تیکه زمین اینترنت!)

با تو رفتم / بی تو باز آمدم!

پس از یک ماه و نیم (فقط یک ماه و نیم ناقابل!) ننوشتن باز هم برگشتم! (یادم هست که گفتم ؟رفتیم و از این حرفا!) خوب! راه دوری که نبود ... یه گوشه از اون سالن خالی اینجوری نشسته بودم و ...
بگذریم اصلا!
دلیلش رو که نوشتم توی این پست پایینی.

... و این که دلم برای اون اتاق خالی تنگ میشه!



پ.ن: شاید یک زمانی (یعنی جایی بین فردا تا بی نهایت!) این دل دیوانه را برای دل خودم زدم و گذاشتم شما هم برای دلتان بگذارید تا بشنود!

دنیای کوچک من

به دنبال این آوای بلند زندگی،
دنیای بزرگت را
زیر و رو کردم
و ...
!

گویی غافل بودم
از دنیای کوچک ِ کوچکم!

نفسی تازه
و
تولدی دوباره
...

به کوچکی اش، صمیمی است این جوی آب؛
و دریا دریا دور است از من
آن ساحل غریب!

تمام آنچه می خواستم،
همین بود!
همین!
Blogger

Check Google Page Rank